«وقف» بی شک از جمله موارد حقوقی است که نظیر آن را در هیچ نظام اجتماعی، بویژه نظامهای قضایی کشورهای دنیا نمی توان یافت، زیرا بر اساس قوانین مدون تمام کشورها و حتی کشور خودمان، مالکیت شرایط خاص داشته و بر اساس ضوابطی خاص نیز مالکیت افراد از مایملک خود سلب می شود.

اما در وقف، هر چند پس از تحقق آن رابطه مالکیت مستقیم فرد با ملک قطع می شود، اما تصمیم گرفته شده توسط واقف لازم الاجراست و در واقع رابطه حقوقی فرد با مالک تا زمان وجود ملک موصوف وجود دارد و تنها در 2 مورد استثنایی است که تداوم اجرای تصمیم واقف قطع می شود. 
اما هدف از پرداختن به این موضوع، در نظر گرفتن زوایای گوناگون وقف است که شاید کمتر مورد توجه قرار گیرد، زیرا در نگاه اول وقف یک تأثیر اجتماعی مستقیم دارد که بر اساس آن منافع مال موقوفه به مصرف عده ای خاص و یا عموم مردم می رسد. 
در ادامه با کمی دقت انوار گوناگون این منشور زیبای اسلامی را مورد بررسی قرار می دهیم. 
همانگونه که گفته شد، در وقف نامه، واقف نحوه هزینه کرد یا مصرف منافع مال موقوفه را مشخص می کند، در وقف عام تمام افراد اجتماع مشمول استفاده از منافع موقوفه هستند و در وقف خاص افراد دارای شرایطی که از سوی واقف مشخص شده می توانند از مال موقوفه بهره مند شوند. 
در هر صورت با تحقق هر وقفی، واقف سهمی در سرنوشت افراد جامعه ای دارد که برای وی اهمیت دارد به نوعی که گویا واقفان دغدغه حذف فاصله طبقاتی را دارند و سعی می کنند به هر شکل ممکن اقشار پایین دست جامعه را تقویت نمایند تا ملاک برتری دارایی نباشد و تقوا مایه مباهات باشد. 
در هر جامعه ای سازمانها یا ارگانهایی وجود دارد که خدمات رایگان در اختیار افراد قرار می دهد، اما تفاوت اساسی وقف با این گونه سازمانها عدم وابستگی آنها به حکومت است، بنابراین می توان با اطمینان گفت، وقف تصمیم گیری برای اداره بهتر جامعه و کمک عمومی به افراد نیازمند است، بدون اینکه به اجازه شخص یا دولتی نیاز باشد. 
مراکز علمی از جمله مواردی است که از گذشته های دور همواره مورد توجه واقفان بوده است، در هر دوره ای که آنان احساس می کردند از سوی دولتهای مرکزی به مقوله علم و فرهنگ بی توجهی می شود، با وقف بخشی از دارایی خود و تخصیص منافع آن به مکتب خانه یا حوزه علمیه پشتوانه مالی دانش دوستان را فراهم می کردند تا خلاء فرهنگی ناشی از بی سوادی مردم را از بین ببرند. 
بی تردید وقف در یک قرن اخیر سهم بسیار زیادی در گسترش علم، بویژه علوم دینی داشته و از این طریق سلاحی کاربردی در برابر سیاستهای حکومتهای استبدادی بوده است. 
از سوی دیگر، تبعات فرهنگی وقف در توجه دادن مردم به آموزه های دینی و دستوراتی که برای توجه به وضعیت معیشتی همنوعان در دین وجود دارد، نوعی تبلیغ دین نیز محسوب می شود که در زمان حکومتهای استبدادی کاربرد جدی داشته است. 
یکی دیگر از نکات قابل توجه وقف تقابل اندیشه های واقفان با سیاستهای حکومتهای استبدادی بود که بالا بودن جایگاه مردمی وقف و از طرفی مخالفت حاکمان ضد دین با وقف سبب افشای بیشتر ماهیت ضد دینی حکومت می شد، در همین راستا وقتی واقفان از قصد حکام برای سلب مالکیت آنان از اموال خاص آگاه می شدند، برای ناکام گذاشتن آنان از یک سو و بهره مند نمودن مردم از سوی دیگر، اقدام به وقف اموال می کردند. 
بنابراین وقف منشوری چند وجهی است که با توجه به شرایط حاکم بر جوامع، در زمانهای مختلف می تواند کاربردهای مختلفی داشته باشد. اما اکنون که توجه به وقف از اولویتهای فرهنگی و دستورات دینی محسوب می شود، پرداختن به مزایای متعدد آن می تواند گام بلند و مؤثری در اشاعه فرهنگ وقف و مدیریت بخشهای گوناگون اجتماع بر اساس نیازهای روز جامعه از طریق وقف باشد، به عنوان مثال همان گونه که در گذشته توسعه مدارس علمی از طریق وقف نیاز جامعه بوده، در حال حاضر ارتقای بخش خدمات اجتماعی در حوزه های گوناگون از قبیل فضاهای درمانی، ورزشی، فرهنگی و خدماتی از نیازهای اولویت دار جامعه محسوب می شود که اگر واقفان به کمک دستگاههای متولی بیایند، خواهند توانست در توسعه زیرساختهای اجتماعی نقش بسزایی ایفا کنند.