close
تبلیغات در اینترنت
رسانه برتر وقف
بازدید : 3| تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394| نویسنده : مهدی شجاعی | موضوع : شعر ,


وقف باران
گاه گاهی چو ابر باش و ببار، پر کن این جام های خالی را
کاش باران شوی، براندازی در زمین، نسل خشکسالی را 
باید از کوچه های سرد گذشت، مثل خورشید صبحگاهی بود
روشنی را گرفت بر سر شهر، رنگ و رو زد دل اهالی را
باید از "شیرمرد" یاد گرفت، باید از چاه ، درد یاد گرفت
او که وقف مدینه اش کرده است چاهِ آبی پر از زلالی را 
سفره ها خالی اند و منتظرند، دست های سخاوت از هر سو؛ 
برسند و کنار بگذارند کوزه های پر سفالی را
کاشکی آن زمان فرا برسد! او به داد پرنده ها برسد
او که پایان دهد به دست خودش، روزگار شکسته بالی را
وقف کن قدری از نگاهت را، مثل این چشمه های جاری شو!
مطمئن باش سبز خواهی کرد، گاه گل های خشک قالی را
عشق را در خودت مرور کن و . . . از خودت بخل را به دور کن و . . .
چیزی از خود به یادگار گذار، خط بزن جمله ی سؤالی را

مريم كرباسي







اگه دمو یا لینک دانلود خراب بود یا هر مشکلی تو این پست بود از پایین به ما اطلاع دهید
فقط کافیست کد امنیتی زیر رو وارد کنید و بعد روی گزینه گزارش خرابی لینک کلیک کنید تا خرابی برای ما ارسال شود